چهارشنبه ۳۰ بهمن۱۳۹۲ 8:25

۱

تکرار شب است

باور کن خواب صبح را

بیداری، خوابي ست

۲

قطار مي‌رود

تو را با خود برده است

من، جا مانده‌ام

نوشته شده توسط س  | لینک ثابت |

بارانی سه شنبه ۲۹ بهمن۱۳۹۲ 9:0

 

1

این لحظه ها سرد

بی گمان تو با منی

کورسوی اجاق

2

سایه ی پررنگ!

راستی به خواب می مانی

گرمم می کنی

3

صحرای جنوب

سراپا برهنه بود

پراز عطر تو

4

یک روز هم این سان

کاش در پرده ی باران

تو را ببینم

5

یک روز هم این سان

دل سرد و ملول ای کاش

همراهم شوی

6

یک روز هوس کن

جام دست من باشی

مستی بخش من

7

من پر از منم

این روزها که بی توام

بیا رهام کن

 ۸

رویای تو پاک

بوی اندام تو مست

من تشنه ترین

9

در ویرانه­ها

دنبال چیزی هستم

خود، زمزمه­ای

 ۱۰

ابر و باران رفت.

در کویر رویاها

بیدار می شوم

۱۱ 

سبویی باده

گوشه ی تنهایی خویش

تا تلخ بگریم

۱۲

پرنده هایی

که نداشتم- تشنه اند

از سراب آب

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط س  | لینک ثابت |

دوشنبه ۲۸ بهمن۱۳۹۲ 8:38

 

چه روزگاری

سرب سنگین است باری

سخن در دهان

نوشته شده توسط س  | لینک ثابت |

شعر شنبه ۲۶ بهمن۱۳۹۲ 8:52

1

در قمار با تو

چه آوردم به دست،تا

خود را باخته‌ام

2

حسي چون چشمه

كه بجوشد زير پوست

تو را صدا كرد

3

هجرت نكردم

خطا بود خانه ماندن

حق آب و خاك!

4

اي نام روشن

اي روح باده در تن

مخمور مانده‌ام

5

زود آمده بودم

دير رسيدي

سهم‌مان شد

        يك لبخند.


نوشته شده توسط س  | لینک ثابت |

بضرب سيفك قتلي، حياتنا ابدا چهارشنبه ۲۳ بهمن۱۳۹۲ 8:35

مي‌رقصد با باد

درخت پير بي‌بر

به ضرب تبر

نوشته شده توسط س  | لینک ثابت |