سه شنبه 1 مهر1393 12:20

پس چرا شبنم 

ارغواني شد

 

نوشته شده توسط س  | لینک ثابت |

صبح امروز یکشنبه 30 شهریور1393 7:52
 

ناگهان پاييز!

نوشته شده توسط س  | لینک ثابت |

از قطعۀ سوک پنجشنبه 27 شهریور1393 1:36
 

شیراز شهر عشق و طرب بود پیش ازین

شیراز شهر اشک وفغان است زین سپس

 

این خانه نور روشن ما بود درمیان

آتش محیط و دود میان است زین سپس

. . .

نوشته شده توسط س  | لینک ثابت |

آنک پدر سه شنبه 28 مرداد1393 11:25

1

مهتاب را به خانه بیاور

که من اسیر ظلمت خویشم

2

بر مزار تو

می­ ریزد برگ و باران

پاییز و بهار

3

به سوی پدر

با آن پاهای خسته

غمناک می­ روم

4

دلش شکسته

چون کمر زیر این بار

رود ای رود ای رود

5

پدر، می­ آیم

بی هیچ مرهمی در دست

چه سازم با داغ

6

پدر می­ آیم و در دست خود مرهم ندارم

برادر مرده ­ام، بس نیست؟ غصه کم ندارم

تو را جان سوخت از خاکستر پروانه ای شمع

دلی پر آتشم چشمم که اشکی نم ندارم

تسلاگوی قلبت چون توانم شد دریغا

تو را مونس نباشم کُانس با عالم ندارم      (که انس)

7

تو کوه بودی و ما دشت بی­ پناه خزان

تو روح بودی و ما جسم بی­ توان جماد

تو رود بودی و ما ماهیان زنده به تو

تو بود بودی و ما وهم پرده در دم باد

نوشته شده توسط س  | لینک ثابت |

سال قحطي سه شنبه 3 تیر1393 11:45

نه برفي در كوه

اي رودخانه‌هاي خشك

نه آبي درچاه

نوشته شده توسط س  | لینک ثابت |